دوبيتى

ميان خون سر گشتم شناور
دگر پر مى ‏كشم رو سوى كوثر
نباشد تيغ دشمن قاتل من
كه جان دادم ز داغ كوچه و در
***
به دوشم بار هر ماتم كشيدم
من تنها، غم عالم كشيدم
غم زهرا ز كوچه تا به محراب
به دوش جان خود هر دم كشيدم
***
شرار غم همه عمرم چشيدم
كنون خونين به محرابم رسيدم
مرا تنها همين يك غصه ‏ام كشت
كه جاى سيلى دلدار ديدم
***
غم زهرا شده داغ نهانم
كه سوزانده تمام خانمانم
امان از خاطرات درب و ديوار
همين غصه شده قاتل به جانم
***
بيا اى مهدى زيباى حيدر
بيا اى داغدار كوچه و در
قسم بر خون پاك فرق مولا
بگير امشب تقاص خون مادر
***
در قاب دلم حك شده تمثال على
با پاى دلم روم به دنبال على
من عاشق مرتضايم و بنده او
جانم به فداى حيدر و آل على
***
در كوى ولاى تو نشستم سر راهت
از خلق بريدم كه بيايم به پناهت
گفتى كه بميريد و ببينيد جمالم
مردم همه دم تا كه ببينم رخ ماهت
***
مبهوت جمال تو تمام امكان
در وصف رخت اهل جهان واله و حيران
گيتى شده بر پاى از آن رو كه تو هستى
محبوبه‏ ى هستى به فداى تو على جان
***
هر كس كه به عمرش همه دم ذكر على گفت
هر لحظه و هر گام و قدم ذكر على گفت
جايى كه ز دلبر ببرى نام حريم است
قلبش حرم است و به حرم ذكر على گفت
***
روزى كه به عشق آشنا گرديدم
در آينه ى دلم تو را مى ‏ديدم
پرسيدم از او بگو كه معشوق تو كيست؟
فرياد على على از او بشنيدم
***
اگر در پاى گل‏ها همچو خارم
اگر سرمايه‏اى بر كف ندارم
خوشم از روى اخلاص و ارادت
اميرالمومنين را دوست دارم
***
ز بعد مرگ چو داديد شستشو به تنم
نگشته تا به حجاب كفن، نهان بدنم
براى آنكه شوم از فشار قبر خلاص
على على بنويسيد جمله بر كفنم
***
خوب شد تيغ تو بشكافت سرم اى دشمن
هم تو بر آرزوى خويش رسيدى هم من
آمدى دير چرا؟چشم به راهت بودم
از همان شب كه تن فاطمه‏ام گشت كفن
***
بيا رو سوى من اى ضرب كينه
كه من شعله ورم از سوز كينه
ز سر خون دل آمد فزت گويم
شدم راحت ز اندوه مدينه
 

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.