احاديث
 »يا بُنّى اِنّى اَخافُ عليك الْفَقر فَاسْتَعِذْ باللّه منه فَاِنَّ الفقر«
 »مَنْقَصة للدّين مَدْهَشةٌ للعقل داعيةُ للمَقتِ«(252)
 فرزندم! براى تو از فقر مى ‏ترسم پس از )شر( آن به خدا پناه ببر، چون فقر نقصان دين، سرگردانى عقل و دشمنى را به دنبال دارد.
 در آمد حلال
 »من توفيق الحر اكتسابه المال فى حله« (253)
 از موفقيتهاى انسان آزاده، كسب مال از راه حلال است.
 »قناعت«

 »اذا ارادالله بعيد خيرالهمه فاكتفى باالكفاف واكتسى بالعفاف« (254)
 هر گاه خدا بخواهد به بنده‏اى خيرى دهد، قناعت را به او الهام ميكند چنين بنده‏اى به قدر كفاف بسنده مى ‏كند و با لباس عفاف خود مى ‏پوشاند.
 »منش آزادمردان«
 »انّ الحياء والعفّة من خلائق الايمان وانّهما لسجيّة الاحرار و شيمة الابرار.(255)
 »حيا و عفت« ثمره ى ايمان، خصلت آزادگان و روش نيكان است.
 »دروغگويى«
 »لا يجد عبد طعم الايمان حتى يدع الكذب، جده و هزله.«(256)
 هيچ بنده‏اى مزه‏ى ايمان را درك نمى ‏كند مگر وقتى كه دروغگويى را ترك كند، خواه شوخى باشد يا جدى.
 »پيوند علم و عمل«
 »العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل والعلم تهيف بالعمل فان اجابة و الا ارتحل عنه.«
 علم و عمل پيوندى نزديك دارند و كسى كه دانست بايد به آن عمل كند.
 چرا كه علم، عمل را فرا مى ‏خواند، اگر پاسخش داد مى ‏ماند وگرنه كوچ مى ‏كند.
 »تكبر«
 مالا بن ادَمَ وَالْفَجر اولّه نطفة واخره جيفة و لا يرزق نفسه و لا يَدفَعُ حتفه. (257)
 فرزند آدم را به فخر فروشى چه كار؟ او كه در آغاز نطفه‏اى گنديده و در پايانمردارى بدبو است، نه مى‏تواند روزى خويشتن را فراهم كند و نه مرگ را از خود دور نمايد.
 ***
 - خداوندا با اهل علم و دانش پيمان بسته كه نادانها را هدايت كنند چنانكه از نادآنها
 پيمان گرفته كه دانش فرا گيرند ولى از علما جلوتر از جهال اخذ پيمان كرده
 - عذاب و هلاكت گذشتگان بدين سبب بود كه مردم پيرو گناهان بودند و عالمان و عابدان جلوگيرى نمى‏ كردند.
 - كسيكه به قلب و زبان و دست از گناهان جلوگيرى نمى ‏كند مرده ‏ايست، در ميان زنده‏ ها حركت مى ‏كند.
 - صبر بر دو قسم است: شكيبايى به هنگام بلا، اين بسيار نيكو است. اما از اين بهتر صبر در مقابل عمل حرام است. ذكر )ياد خدا( نيز دو قسم است، يكى در وقت مصيبت و از اين بالاتر ياد خدا موقع گناه است كه جلوگير معصيت شود.
 - عقل دو قسم است: فطرى )كه در سرشت است( و كسبى )كه از تجربه است( اگر عقل فطرى در كار نباشد كسبى سودى نبخشد، چنانچه نور خورشيد به حال نابينا نفعى ندارد.
 - عقل دو قسم است، ذاتى و تجربى هر دو سودمندند و اطمينان به خردمند متدين است كه هر كه عقل و جوانمردى را از دست داد سرمايه‏اش گناه است.
 - عاقل آن نيست كه تنها خير و شر را باز شناسد، آن كسى كه هنگام گرفتارى بين دو شر آنرا كه بهتر است تميز دهد، همنشينى خردمندان شرف افزايد عقل كامل طبع سركش را مهار كند، خردمند بايد عيبهاى دينى، فكرى، اخلاقى و ادبى خود را يك يك به خاطر بسپارد يا بنويسد، سپس در رفع آنهابكوشد.
 - در شرف علم اين بس كه هر كه ندارد ادعا كند و اگر به او نسبت دهند خرسند شود و در پستى جهل اين بس كه آنكه دارد از آن بيزارى جويد و چون به او نسبت دهند خشمگين گردد )مردم قابل اعتنا( يا عالم‏اند يا طالب علم و ديگران پشه در رهگذر بادند.
 - دو كس پشت مرا شكستند: عالم فاسق زبان دار و جاهل عبادتكار آن با زبان گناهش را مى ‏پوشد و اين با عبادت جهلش را، لاجرم در ميان علما از فاسق حذر كنيد و در ميان عبادتكاران از جاهل، چه اينان دام هر غافل فريب خوارند، پيغمبر مى‏فرمود: يا على هلاك اين امت بدست منافقان زبان باز است.
 - دو چيز مايه‏ ى امان مردمان بود: پيغمبرصلى الله عليه وآله كه از دست رفت،
 توبه و استغفار كه هنوز باقى است.
 
 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.