سرود قديم

كعبه جمال
جلوه ى زيباى ايزدى (2)
روح و جان و عشق احمدى (2)
)ساقى كوثر، نفس پيامبر((2)حيدر مدد (3)على على
]حيدر مدد(3)على على [
اى خداى كعبه جمال
اى امير وادى كمال
)اى وجه رحمان، جلوه ى يزدان (حيدر مدد (3)على على
]حيدر مدد(3)على على [
كعبه گشته زادگاه تو
عالمى مست نگاه تو
دلبر طه، همسر زهرا، حيدر مدد(3)على على
]حيدر مدد(3)على على [
دين ما باشد محبتت
آرزوى ما زيارتت
اى صفاى من، مقتداى من، حيدر مدد(3)على على
]حيدر مدد(3)على على [
هستم از گهواره تا كفن
ياد تو مولا هميشه من
عبد تو هستم، دل بر تو بستم، حيدر مدد(3)على على
]حيدر مدد(3)على على [

گداى على
اى على جان، مهربانى،اى‏ تمام، بود وهستم
هرچه هستم، خوب يابدم، من شمارادوست دارم
اى سرشته باگل من
عشق ومهرت حاصل من
بنده‏ ام خونم حلالت
اى نگاهت قاتل من
ياعلى مولا مدد(4)
باسرشك، ديدگانم، برقدومت، سرنهادم
سربلند، عالمينم،چون گداى، خانه زادم
بانگاهى ساده‏ام كن
عاشق و دلداده‏ام كن
تاكه هر جايى نباشم
از كرم دلداده ‏ام كن
ياعلى مولامدد(2)

مايه ناز

قبله راز همه ‏اى
مايه ‏ى ناز همه ‏اى
سوزو گداز همه‏ اى
راز و نياز همه ‏اى
على على جان (3)يا حيدر
عشق تويى، چاره تويى، عاشق بى چاره منم
قبله تويى،كعبه تويى، مُحرِم آواره منم
در جمله اقوام عرب،هم در نسب هم در حسب
من كنت مولااى عجب، زيبنده شاه نجف
در عالم بالا على، سرمايه دنيا على
دنياو مافيها على، مولاعلى مولاعلى
آنجاكه حق تنها شود، چون نور حق پيدا شود
حلال مشكلها شود، مرهم به زخم ما شود
شمشير حق دردست او، خُمهاى وحدت مست او
هستى طفيل هست او، من مست مست مست او
محرم عشق حيدرم، مست شراب حيدرم
به عشق او قلندرم على على على على
قبله راز همه ‏اى
مايه ناز همه ‏اى
سوزو گداز همه‏ اى
رازو نياز همه ‏اى
على على جان (3)يا حيدر

ميلاد نور

يا على جان يا على جان (2)
ياعلى جان، يا على جان يا على جان مولايا على جان
شده ميلاد سلطان محبت
جان عشق است و جانان محبت
نماى عشق است، وراى عشق است
امام اول است على، خداى عشق است
ياعلى جان...
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار و مستى
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستى
فاتح خيبر، كننده در
جان رسول مصطفى هستى تو حيدر
ياعلى جان...
تو بهشتى تو جنت القايى
نه خدايى ولى عشق خدايى
ماه منيرم، برات بميرم
قلبمو دادم به تو و پس نمى ‏گيرم
يا على جان...
آسمان دلم غرق بهاره
از سپهر چشام بارون مى ‏باره
خطاكارم من، گرفتارم من
از هم بهتر ميدونى دوست دارم من
گل به جمالت، خونم حلالت، مركز پرگار فلك نقطه ى خالت

روح عبادات
كرده مرا اسير خود، عشق تو اى شه نجف
خانه به خانه كو به كو، مى‏ كشى ام به هر طرف
اى مى ِ‏ناب من على، يا على، جام شراب من على، يا على
)مست تولاى تو ام، يا على((2)
خورده دلم گره به گيسوى تو
حيدرى ام على مدد يا على
قبله من طاق دو ابروى تو
حيدرى ام على مدد يا على
اى همه حاصلم على، يا على، عشق تو قاتلم على، ياعلى
)خاك كف پاى تو ام، يا على( (2)
كن نظر اى روح مناجات من
حيدرى ام على مدد يا على
باده بده پير خرابات من
حيدرى ام على مدد يا على
على مدد على مدد على مدد يا على (4)
اى مه دلرباى من، هر نفسم ثناى تو
بود و نبودمن على، از نفس و ثناى تو
اى مى ‏و مستى ام على، يا على، اى همه هستى ام على، يا على
)مشتاق ديدار تو ام، ياعلى((2)
حلقه به گوش در ميخانه ‏ام
حيدرى ‏ام على مدد يا على
مست توام اى شه يكدانه ‏ام
حيدرى ام على مدد يا على
على مدد على مدد على مدد يا على

مولود كعبه
به كعبه شد پديد فروغ ايزدى
على كه هست و نور پاك سرمدى
على على على على على على
على كه شير بيشه ولايت است
على كه هادى ره هدايت است
على على على على على على
على كه مظهر جمال كبرياست
على كه مرشد و مراد انبياست
على على على على على على
به خانه خدا قدم زده على
قدم به ساحت حرم زده على
على على على على على على
چو زد قدم على به ساحت حرم
حرم زمقدمش شدست و محترم
على على على على على على
شكوه كعبه از ولايت على است
جلال مسجد از شهادت على است
على على على على على على

على اعلى
جشن ميلاد مبارك بادا
شده دل شاد مبارك بادا
بحر مواج ولا را گهرى پيدا شد
آسمانهاى شرف را قمرى پيدا شد
مادر پير خرد را پسرى پيدا شد
همه گفتند كه ماه دگرى پيداشد
مژده‏اى دل اهل ولا باز ولى آمده است
كه امام مرتضاى ما على آمده است
 

جشن ميلاد مبارك...
اى پسر دسته گل ياسين اين پسر طوطى گلخانه عليين است
اى پسر جان نبى است، و روان اين است
اى پسر طاعت و تقوارا،خود آيين است
اى پسر كعبه و چشم همگان زمزم اوست
زندگى بخش همه عالم و هم آدم اوست
جشن ميلاد مبارك...
مخزن سر الهيست دل آگاهش
حوريان فيض گرفتند ز خاك راهش
عشق و آزادى ايثار همه مكتب او
بين طوفان بلا ذكر خدا بر لب او
من كيم ذاكر و مداح ثناگوى توام
فارغ از خود شده مشغول هياهوى توام
آبرو يافته خاك سر كوى توام
سايه پروده‏ اى از سرو لب جوى توام
اى به يك نيم نگه برده دل عالم را
دست‏گيرى كن در روز جزا)ميثم( را

رمز فتح
زيمن ميلاد على، كعبه بيت الولاست
چگونه شادى نكنيم، عيد مولاى ماست
از ولاى على، دل شده منجلى، يا على يا على
فاطمه بنت اسد، زاده حق را اسد
بيشه دين از قدمش، خرم و با صفاست
از ولاى على، دل شده منجلى، يا على يا على
دلا به دست فاطمه، مرتضى را ببين
چشم بصيرت بگشا، كبريا را ببين
زخويش بيگانه شو و، آشنارا ببين
نظاره كن‏ نظاره كن، دين جمال خداست
از ولاى على، دل شده منجلى، يا على يا على
سرزد از بيت خدا، ماه بنت اسد
آنكه زقبض نگهى، جان دهد بر جسد
به پاى او بوسه بزن، اگر كه دستت رسد
بر رخ نورانى او، خنده زد مصطفى ست
از ولاى على، دل شده منجلى، يا على يا على
درود ذات ازلى، بر تن و جان او
جان نبى زنده شداز، لعل خندان او
به شير خوارى، بشنو، صوت قرآن او
حكم خدا دين نبى، زين پسر پا به جاست
على كه مهرش همه را، مفتخر مى ‏كند
هماره جان را سخنش، زنده ‏تر مى ‏كند
به جبهه ‏هاى جنگ ما، او نظر مى‏كند
كليد رمز فتح ما، دست مشكل گشاست
از ولاى على، دل شده منجلى، يا على يا على
على به ما زمكتبش، فيض بسيار داد
ثبات و صبرو عزت و عزم پيكار داد
عليه دشمنان دين، حكم پيكار داد
به سايه ولايتش، فتح و نصرت زماست

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.